۱۳۹۱ شهریور ۱۴, سه‌شنبه

خانه ی ما بو میدهد

الان که دارم این را مینویسم تازه از حمام آمده ام...هنوز تنپوشم را از تنم در نیاورده ام!نمی توانم نفس بکشم چون تنپوشم بوی گُه می دهد...انگار که از آن بجای دستمال توالت استفاده کرده ام و بعد بجای انکه دور بیاندازمش خودم را با ان خشک کرده ام...ریده ام...قبل از اینکه پای کیبورد بنشینم رفتم در اتاق مادرم تا گوش پاک کنم بردارم و بعد لز دو ماه از گوش پاک کن استفاده کنم.اتاقشان بوی عن میداد یا شاید بهتر بگوم بوی پریو میداد..نمیدانم بوی چه بود ولی هرچه بود بوی عنی بود...حس میکنم کل خانه بو می دهد...رندگی من بو گرفته است چند وقتی است....شاید برای این است که از همه چی عنم میگیرد...دارم با خودم فکر می کنم که دیگر از این حله استفاده نکنم...ولی اگر از این حله استفاده نکنم با چه خودم را خشک کنم؟!همانطور که گفته بودم من در خانه هیچ ارزشی ندارم...جدیدا دوستانم هم از من فرار میکنندحتی آن ها را مهمان میکنم ولی باز هم نمی پذیرند...نمی پذیرند که به تخمم...چند روز دیگر امتحان فینال زیان دارم...ان امتحان را که بدهم میروم برای خودم در خیابان ها چرخ میزنم..می چرخم و میپلکم...دیگر نمی خواهم در حق دوستانم لطفی بکنم...میی خواستم مودب باشم ولی : کیر تو هرچی رفاقته

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر