۱۳۹۱ مرداد ۱۰, سه‌شنبه

ویار در خیال

از وقتی این ماه کوفتی شروع شده کلا سیستم همه چیم ریخته بهم!!آره بد جور هم ریخته بهم...یکی از برنامه هام که دیگه نمیتونم پیادش کنم جغه...آره جغ نمیزنم تو این ماه, البته بد نیست یه چند وقتی به بیژن استراحت میدم و میذارم یکم بخوابه...یکی دیگه از اون چیزا که داره من رو با برس به گای عظما میده به هم ریختن ساعات خوابمه که با فکر منی مانند خودم اونو تونستم فعلا کیرش کنم  فقط یه چیز دیگه داره منو آذار میده اونم این  که ویار کردم (کیر! نخند)..آره خودمم خندم میگیره ولی ویاره دیگه منم کردمش...اونم ویار نوشابه!به به... لامصب از بس تو این کانال ها نشون میدن دور لیوان نوشابه رو شبنم گرفته و یارو دیوث میاد سر میکشه و میره خوب دل پریود منم می خواد...هی با خودم میگفتم امشب که از کلاس میام واسه خودم نوشابه میخرم ولی از اونجایی که  سوراخم گشاده و حس و حال کارها هی ازش در میره منم نمیرفتم تا اینکه دیروز دلو زدم به کونم و رفتم سه تا نوشابه خوانواده خریدم..البته دوتاش دلستر بود نشستم پاش و یکیشو کامل خوردم...ولی باز امروزهم دیدم ویار برطرف نشده...شت (سان او ا بتچ)!!!یعنی اینقد که الان دلم نوشابه میخواد دلم یه کس تپل مپل نمیخواد...البته اگه بجا آب کس ازش نوشابه بیاد, چرا اونو ترجیح میدم
دهنتونو سرویس همین الان باز هوس سون آپ کردم اه!...

پشت شمشاد ها!!

پشت شمشاد ها!!جائی وقتی اکثر شما کونیا اسمشو میشنوید شق میکنید...چرا؟خودت میدونی عمه جغی....خدا پدر و مادر اونی که این گیاه رو به ایران اورد بذاره البته دمش گرم نه نتها کار ما بلکه کار این گربه های کله تخمی رو هم راحت کرده..آره خود توئه مادر جندت وقتی بچه بودی می خواستی بشاشی ننت شومبولت رو از اون خشتک کیریت میکشید بیرون و توام پشت شمشاد ها کارتو میکردی..حالا هم که خرس شدی واسه من میری پشت شمشادا کس میکنی دیوث!!دیشب داشتم از باشگاه بر میگشتم که دیدم از پشت شماد ها سر و صدا میاد..خوش حال و حشری پریدم که یه سکس جانانه ببینم ولی از قضی یهو تخم کردم چون اون پشت گربه ها داشتن سکس میکردن و گفتم اگه وسط سکس مزاحم بشم خوارمو با اون کیر کوچولوش میگاد!آره میگاد, دیدم که میگم..دیدم که داشت خوار یکی از بچه هارو میگائید!!در حدی تخم کرده بودم که تخم نداشتم بریم زنگ تخمیه خونه رو بزنم تا درو وا کنن..آخه بی ناموس داشت سکس هارد میکرد از اون هار کور ها که سوپرشو میدیدی شقت میخوابید..کلا شمشاد ها مزایای زیادی دارن یکی دیگش واسه اون معتاد های کیر سرنگی که مثل کیر سرنگ میزنن تو خودشون . کیرشون رو هم ول میکنن تو باغچه و میرن ولی از حق نگذریم سکس پشت شمشاد خیلی حال میده از اون چیزاییه که باید یک بار هم که شده تجربش کنم..آره حتی با گربه ها. همیشه گیاهان جز زیبیایی موارد استفاده ی دیگه ای هم دارن یکیش همین سکس که گفتم......!

۱۳۹۱ مرداد ۹, دوشنبه

چپ دست یا دست چپ یا دست چپی؟

چپ دست یا دست چپ یا دست چپی؟ اینش به تخمم, من خودم میگم چپ دست...ولی مهم چپ دست بودن نیست..خیلی ها چپ دستن ولی کس دستن اما من واسه اون کس دست هایی که چپ دست هستن هم احترام قائلم...چرا؟ چرا و کیر شاپرک..خوب چون من خودم چپ دستم و تنها چیزی که از خودم دوست دارم همین که ویژگی فوق العاده شاش ناک خودمه!!بقیه کیرمم نیستن آره میدونم ربطی به موضوع نداشت ولی گفتم که بدونید کیرمم نیستید..بگذریم..مشکل اینجاست که تو این کشور کس چوچولیه ما هیچ وقت فرقی بین چپ دست ها و بقیه نمیذارن واسه همینه که کیر من همیشه خیسه!!میگی چه ربطی داره؟چون کیرم دائم دهن این دیوثائه...البته من اینقد مهارت دارم که همیشه از این صفت دوست داشتنیه خودم به نحو کیری استفاده کنم...البته تو این مدرسه کس لوچی که الان هستم خیلی به چپ دست ها احترام میذارن و منم واسه همینم خوارشون رو گاییدم در حدی که میفهمن چپ دستم تا زیر تخم چپم دلا میشن و من انگشت دست چپم رو میکنم تو  کونشون چپکی و این ناظم های ما اینقد کیرشون خوابه که نمیفهمن انگشت من تو کونشونه..آره هروقت میخوان جامو عوض کنن میگم چپ دستم و میرم اونجایی که راحت ترم میشینم...سر امتحانا که از مادر ناظم ها دعوت میکنم تا به مدرسه بیان و من بگامشون آره چون همیشه بهترین جا ها واسه تقلب می افته به من و کلا چپ دست ها چون صندلی خیلی مخصوصی داریم تا دو لپ کونمون رو روش بذاریم هر هر پشم کونتون بسوزه...(البته این خیلی خوبه که پشم کون آدم بشوزه چون من از کون پشمی بدم میاد ولی از قضی کون خودم در حد کون الاغ مو داره و هر وقت میرم حموم به کونم با حسرت نیگا میکنم) خلاصه دونید که عمشونه به سبک کسر متعارفی گائییدم!!!...اصلا یه لپ کونم تو گوشتون یه لپ دیگشم ویشگون بگیرید جغ مغز های کون دولپی!!..تازه من با دست چپ جغ میزنم..کیرتون تاول بزنه مادر جنده های کسلیس...!!...!!!!!

کس ناله!!!!

چرا کس ناله؟ چون من از کس خوشم میاد یعنی کس دوستم...میخوام یه کمپین بزنم به اسم کس دوستان عالم...تا چند وقت پیش فکر میکردم فقط خودم کس دووست دارم و بقیه تو کار لنگ و پاچن ولی تازه فهمیدم اونا هم کس دوست دارن البته بیشترشون کس دستن ولی خوب کس دوست دارن دیگه....دوست داشتن کس هم حق مسلم هر آدمیه..آره من کس دوست دارم تو کس دوست داری ما کس دوست داریم اصلا همه کس دوستن...خوب بسه دیگه از کس میایم بیرون میریم تو کون آره تو کون چرا تو کون؟ الان میگم...منه عن امسال میرم سوم ینی هستم تو سوم چون الانم میرم مدرسه آره مثل تو مثل اون...آره میدونم از الان دیگه باید خودمو واسه آزمون هماهنگ و جامع و کون پاره کن کنکور آماده کنم ولی حسش نی..یعنی وقتی بش فکر میکنم مویرگ های فوقانی کونم تیر میکشه..الانم که دارم کس از تو کونم در میارم کلی مشق حسابان دارم...ولی به تخمم..اصلا افت تحصیلیه من از وقتی شروع شد که جمله ی به تخمم رو آموختم حالا از کی اون دیگه مهم نی...اگه هم مهم باشه من یادم نی چون تخمم هم نی...جدیدا همش فکر میکنم همه دارن درس میخونن و من دارم کسچول بازی در میارم...واسه همین از همه هی میپرسم تابستون درس میخونی؟ البته قبل از اینکه تو تابستون برم مدرسه همش به خودم میگفتم این کوفتی چرا شروع نمیشه که من برم توش مثل عن بو بگیرم توش؟ آخه همیشه آدم اول سال با خودش پیمان تخمی میبنده که امسال دیگه باید درس بخونم .ولی نمیدونم چرا نمیشه...یعنی اصلا امکان داره؟ اصلا به تخمم...ولی دم تخمم گرم که این همه چیزی که بهش آویزون کردم رو تحمل میکنه و هنوز جر نخورده..

iBooks

خوب از اونجایی که من کلا از اون آدماییم که هیچ وقت حال هیچ کاری رو ندارن هفته پیش تصمیم گرفتم که در خودم یه تغییر جانانه بوجود بیارم!!آره خیلیم جانانه...رفتم و ایتوز رو باز کردم...رفتم 2تا کتاب به قول معروف فری دانلود کردم..البته تا دیشب حتی یه نیگا هم بهشون نکردم یعنی به خودم سختی هم ندادم که بریزمشون تو ای پادم (آره الان خواستم بگم منم ایپاد دارم)...ولی دیشب به طور خیلی اتفاقی موقع ریختن آهنگ اون کتابا هم ریخته شد توش...منم که میخواستم الکی برم تو این اپ و اون اپ رفتم تو ای بوکس و اون دوتا کتاب جدیدا رو هم دیدم رفتم یکی از اون کتاب جدید هارو باز کردم جاتون خالی خیلی کسشر بود..آره کسشره تو قدر مطلق...آره کس تو رادیکال تازه. کتابه مصور هم بود و عکساش داشت میرفتم تو کونم .آره تو کونم یه کسشری بود در حد المپیک 2012 لندن آره همونی که ایرانی ها با اون کت و شلوار تخمی رفتن رژه دادن توش...بگذریم....اومدم بیرون و رفتم سراغ دومی ...رفتم توش..کاورش باحال بود پس تصمیم گرفتم اگه باحال هم نبود پاکش نکم...شروع کردم به خوندن بد نبود آره بد نبود..خاطرات یه بنده خدایی بود..البته اون بنده خدا یه دختر 15 ساله ی جلف تو سال 88 (نه 88 خارجیا رو میگم) از اون دختر ها که میمیرن واسه پسر ها و من ازشون بدم میاد..ولی کلا چون به خندن خاطره علاقه دارم به خوندن ادمه دادم و الان یه 20 صفحه ای خوندم...چرا 20 صفحه؟چون شروع یه خاطره دیگه بود و منم خسته شده بود..آره خسته شده بودم..ولی از اونجایی که من هیچ کاری رو کامل انجام نمیدم اومدم که یه کتاب دیگه هم بگیرم که دستم به شما که داری این کسشر رو میخونی بند کردم...فعلا واسه الان بسه...فقط در همین حد بدونید که من خیلی گشادم بقیشو بعدا مینویسم
این رو هم بگم که من باشگاه هم میرم!! آره کونت بسوزه ولی خیلی زیغم...