در خوردن کوتاهی نکنید...غذا را به هرچیز ترجیح دهید.این چیزیست که پدرم همیشه میگوید.میگوید چیز خوب بخورید; گه نخورید چیزخوبم کجا بود؟!تازه اش هم می گوید این یک قران دو قران هایی که برای مواد غذاییمیدهیم اصلا پول نیست!!!!!!!!...البته می دانید که نظر ها متفاوت است شاید آن چیزی که خوانواده ما می خورند بهترین چیز استو من نمیدانم..البته چیز های بدی نمی خوردیم تا همین دو هفته پیش...این عقیده که چیز های مقوی باعث باهوش شدن و موفقیت در زندگی میشود عقیده ی مادرم است.البته کمی تا نسبتی شاید درست باشد ولی خوب دیگر اگر زیادی هم مقوی بشویم از کانامن میزند بیرون.می دانید چیست؟! اگر می دانستید چیست که دیگر این شِرنوشته را نمی خواندید.من عقید دارم زندگی باید مانند تبلیغ های تلویزیون باشد البته نه هر تبلیغی...شما فرض کنید اگر زندگیتان مانند تبلیغ کوشا جان بود چقد عن میشد!دلم میخوهاد عصر ها که از خواب بعد از مدرسه بیدار میشوم بروم در یخچال را باز کنم و با آن چیزی مواجه شوم که شما وقتی تلویزیون را باز میکنید مواجه میشوید.البته الان در فاز تابستان استم چون خانیمان گرم است در حد کوره ی آدم سوزان هندی ها...می خوام در یخچال را باز کنم و از آن نوشابه ها که رنگش سبز است و وقتی دستت میگیری رویش شبنم منشیند بخورم...داغم است...می دانید چیست؟! قبلن ها که همه پول دار بودند من هم پول دار بودم ولی الان ها که همه پول دار نیستند من هم پولدار نیستم می توانستم برای خودم چیز های باحال خریداری کنم ولی دقیقا همین دیروز بود که در مغازه یک کیک هم که بتوانم با پولم بخرم پیدا نکردم.آری پول من بخور و بمیر است.یا آن سکه ای کف دستت انداخته اند را قورت میدهی و میمیری یا آن سکه ای که کف دستت نیانداخته اند را نمیخوری و میمیری.کلا باید مرد..من که در آرزوی آنم که یخچالمان پر از چیز های باحال و پر از شادمانی و پر از خوشی باشد اما در بخچالمان به جز مواد مورد نیاز برای غذا که در هیچ صورت قابل خوردن نیستن یافت میشود و همه اش مقوی و پر انرژی است انگار که ما داریم به یخچال چیز هایی که دوست دارد را میدهیم تا بخورد و او عنش را می دهد من بخورم...البته این را هم بگویم که یک کمد در خانیمان موجود است پر از بیسکوئیت ولی خوب آدم از بیسکوئیت های مختلف و رنگارنگ هم عنش میگیرد دیگر نه؟! اگر که نه بیاید بخخوریدش تا سیر شوید اگر هم آری بروید در جلوی سوپر مارکت های دریانی اعتراض که ما دیگر بیسکوئیت نمی خواهیم.همین چند دقیقه پیش هم مادرم به طور رسمی اعلام کرد که دیگر خبری از غذا نیست.اگر بارگران بودیم عن شدیم اگر از گشنگان بودیم باز هم عن شدیم.