من در خانه اتاقی برای خودم ندارم!!یعنی دارم ولی فقط اسمش ماله من است و جز خوابیدن و روزی 2-3 ساعت کامپیوتر دیگر هیچ استفاده ای از آن نمیکنم یعنی نمیتوانم که بکنم چون فقط یک تخت و یک کامپیوتر در آن است و بقیه ی وسائل برای پدرم است.بله بیش از 80 درصد اتاق دست پدرم است و اتاق شده است کتاب خانه, آری کتاب خانه ,چون کار پدرم با کتاب است یعنی باید از کتاب هایش استفاده کند...البته کتاب خانه های او کل خانه را فرا گرفته اند بجز اتاق خواب ها ولی اتاق خواب من جداست!!چرا؟ چون اتاق کار پدرم است!!سطل آشغال اتاق کار پدرم از میز کامپیوتر دور است به همین علت جیب شلوارکم همیشه پر است از دستمال و اینجور چیز ها چون نمیتوانم آن ها را به داخل سطل پرت کنم (آری به این اندازه از میز کامپیوتر دور است)اگر هم که میوه بخورم کنار مانیتور آشغال هایش را میگذارم تا فردایش آن ها را در سطل بیندازم!صدای کامپیوترم هم مثل جارو برقی است..همه در خانه برای خود لپ تاپ دارند به جز من..همه در خانه ی ما همه چیز دارند به جز من...و اینگونه است که مطمئئنم آن ها من را کیرشان هم حساب نمیکنند و من هم به تخمم است البته این را هم بگویم من در کل اتاقی ندارم زیرا هر وقت می گویم اتاق خودم است پدرم با تعجب می پرسد : اتاق خودت؟!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر