بابام فکر
میکنه آب بدن همه کمه.حالا اونکه آب بدن کی کمه رو از کجا می فهمه نمیدونم ولی از
زیر چشای من که تابلوئه.ولی نه از جدی بگذریم چون خودش آب بدنش همیشه کمه فکر
میکنه آب بدن بقیه هم کمه!
تابستان است و
مردم برای خودشان بده و بستانی راه انداخته اند.بعضی ها هم فکر میکنند ایران اِل
اِی است و هر 12 ساعت یکبار عکس بیکینی های خود را به نشانه ی اعتراض به سیاست های
دولت های گذشته آپلود میکنند, بعضی ها هم زیرا (یک معلم داشتیم میگفت بجای
"چون" از "زیرا" استفاده کنید.)!درگذشته ی خز و خیل خود باقی
مانده اند و همه اش می گویند "مای سامر از فاکد آپ اَند آیم نات گواینگ تو بی
هَپی اِنی مور"!بعضی های دیگر هم هستند چون می خاهند بگویند که خیلی روشن فکر
هستند میروند و هعی آهنگ های بیچ بویز را که برای تابستان خوانده اند گوش میدند و
در دل های خود می گویند : "گاد! دیس ایز سو فاکینگ کرزی."یکی هم کاندید
نشد که به این دسته از آدم ها بگوید بس است دیگر.عده ای هم حالا که انتخابات شده
است جو آن ها را فرا گرفته و هی در فیسبوک می نویسند ما رفتیم بیران شادمانی کنیم
انگار تهران شانگهای شده و شانگهای همان شانگهای مانده است. این را هم بگویم که
بوداپست شهر مورد علاقه ی من است زیرا بنا های قدیمی آن پزیشن های فوق العاده ای
را برای سکس فراهم میکند. برای مثال آن ستون های قطور و سنگی حس زیبائی شناسی خاصی
به صحنه میدهد.بگذریم (از خط عابر هم عبور میکنیم که یک وقت خدایی نکرده رو دست
خانواده باد نکنیم و خانواده احساسی چاقی نکند).دیگر از چه بگویم؟! آری تابستان
است و من شب و روزم دوتا شده است. شاید هم سه تا زیرا سه بار صبح را تجربه میکنم :
دفعه ی اول زمانی که تا صبح بیدارم, دفعه ی دوم زمانی که تا عصر خوابم و
دفعه ی سوم زمانی که از خواب پا میشوم و حس میکنم دوباره صبح شده است.
می خوام
شلوارامو بدم بیرون رنگ کنن
.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر