۱۳۹۱ دی ۱۴, پنجشنبه

اپسیلون صفر

دوکیلو و پانصد گرم.کم است؟! دستتان باز است که هرچقد لازم است تا زیاد شود به آن اضافه کنید.مغز کیلویی چند؟! مغز کیلویی دوکیلو و پانصد گرم.هار هار.این مقداری است که به وزن مغز من اضافه شده تا عامل تخریب آن باشد.فکر کنید به سرتان یک وزنه ی دو کیلو و پانصد گرمی وصل کنید و بخواهید آن را جا به جا کنید. چه میشود؟! این سوال امتیازی است و هرکس تا جلسه بعد جوابش را بیاورد کادو میگیرد.از اون کادو های خوشگل که کارائی ندارند فقط زیبائی دارند.من سرم هیچ وقت درد نمیگیرد ولی این دفعه از آن هیچ دفعه ها نیست.سه روز است که درد گرفته و خوب نشده.شاید عادی باشد ولی برای من که سرم هیچ وقت دارد نمیگرفت شاید نه عادی باشد.فرض کنید می خواهید سرتان را رو به بالا بلند کنید ولی رو به پائین بلند میشود مانند تمرین های بدنی خانم دکتر میترا بابک که الان در پشت صحنه هستند و دارند آماده میشوند.فرض کنید چشمتان را میبندید و چشماتان درحالی که بسته است باز است و می چرخد.بس است دیگر چقد سر درد؟! سردرد را از این وسط جمع میکنم چون میخوام چیز دیگری را پهن کنم.
این روز ها هوای تهران همش تعطیل است. بله همش تعطیل است اگر تعطیل نبود که مدرسه ها تعطیل نبود. این روز ها مادرم مریض است. ای وای چه شده است؟! هِچ نشده است. فقط هوا کثیف است و مدرسه ها تعطیل میشود و تا مدرسه ها تعطیل میشود و مادرم نیاز نیست برود مدرسه هیو ضعف برش میارد و میبردش. میبردش روی تخت و میگوید  که من مریض استم و دو روز که تعطیلم میخوابم. این است. این است که ما از ایران نرفته ایم داریم لذت میبریم.اگر دارید لذت نمیبرید معلم شود.اگر معلم هستید و لذت نمیبرید بمیرید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر